تبليغاتX
فریاد زیر آب...
خوشا پيدا شدن درعشق ، براي گم شدن دريا

 

  

غم تنهایی

 

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنهش

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:49  توسط محمد هاشمی | 

 

 

 

 

 

 

 

 تنهاترین من

 

 

تنهاترین من     تنها نزار منو   

 

تنها سفر نکن

 

این دل شکسته ی    از یاد رفته رو    دیونه تر نکن

 

چشمهای خیس من    این چشمه های غم    دیونه ی توان

 

ای رود مهربون    از روز وصل مون

 

چیزی بگو به من

 

حرفی بزن گلم    من کم تحملم

 

با گریه های تو   روزهای شادم

 

از یاد می برم    اما چه فایده

 

می ترسم عاقبت   از یاد تو برم  

 

با چشمهای خیس    این چشمه های غم

 

با گریه ی زیاد    با خنده های کم

 

انگار تا ابد     با این بهونه ها    جای من وتو

 

دیونه خونه ها     حرفی بزن گلم    من کم تحملم

 

با من بمون گلم     من کم تحملم ... .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 22:20  توسط محمد هاشمی | 

 

 

 

  

 فریاد زیر آب

 

 

 

 

ضيافت ها ی عاشق را خوشا بخشش، خوشا ايثار

 

خوشا پيدا شدن درعشق ، براي گم شدن دريا

 

چه دريايي ميان ماست ، خوشا ديدار ما در خواب

 

چه اميدي به اين ساحل ، خوشا فرياد زير اب

 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

 

خوشا مردن ، خوشا از عاشقي مردن


اگر خوابم، اگر بيدار،  اگر مستم  اگر هشيار

 

مرا ياراي بودن نيست ، تو ياري کن  مرا اي يار

 

تو اي خاتون خواب من، من تن خسته را در ياب

 

مرا هم خانه کن تا صبح ، نوازش کن مرا تا خواب

 

هميشه خواب تو ديدن ، دليل بودن من بود

 

چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود


ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش ، خوشا ايثار

 

خوشا پيدا شدن در عشق ،براي گم شدن دريا

 

نه از دور و نه از نزديک ، تو از خواب امدي اي عشق

 

خوشا خود سوزي عاشق ،مرا اتش زدي اي عشق

 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

 

خوشا مردن ، خوشا از عاشقي مردن

 


(برای خواندن برخی از شعرهای داریوش روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:22  توسط محمد هاشمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان خوبم , امید وارم هر کجا هستید حالتون خوب باشه؛
شاید این وبلاگ بعضی آدمارو متحول کنه.
شاید؛حتی یک نفر... .

نوشته های پیشین
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
غم تنهایی
فریاد زیر آب
تنهاترین
پیوندها
آفتاب نیمه شب
وب داریوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM