تبليغاتX
فریاد زیر آب... -
خوشا پيدا شدن درعشق ، براي گم شدن دريا

 

  

غم تنهایی

 

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنهش

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:49  توسط محمد هاشمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان خوبم , امید وارم هر کجا هستید حالتون خوب باشه؛
شاید این وبلاگ بعضی آدمارو متحول کنه.
شاید؛حتی یک نفر... .

نوشته های پیشین
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
غم تنهایی
فریاد زیر آب
تنهاترین
پیوندها
آفتاب نیمه شب
وب داریوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM